فاطمه سادات ناظمی/ امشب شب سالگرد یک «فاجعهی تاریخی بزرگ» برای «امّت اسلامی» است؛ امشب «شب بیستویکم ماه رمضان» و سالگرد «شهادت» انسانی بیبدیل در کل ادوار مختلف تاریخ است. امشب شب «شهادت علی علیه السلام» است؛ شبی که حالا با توجه به وقایع امسال بیش از هر زمانی مرور چند نکته را ضروری میسازد:
۱/ «ملت مسلمان» در اقصی نقاط جهان و مشخصا در «ایران اسلامی» امسال بیش از هر زمان دیگری میتوانند حال و هوای «شب بیستویکم ماه رمضان» را در سال ۴۰ هجریقمری درک کنند و از عمق این «فاجعه تاریخی» به وقوع پیوسته، یعنی «شهادت علی علیه السلام» مطلع شوند. زیرا امسال ما بیش از ۱۰ روز است که داغدار «شهادت سید علی» هستیم. همان که افتخار خود را رسیدن به مقام و قرارگرفتن در جایگاه «خاک نعلین کفشهای علی علیه السلام» میدانست و حالا «شهادت» او به عنوان یکی از فرزندان و پرورش یافتگان «مکتب امام علی علیه السلام» آنچنان حرارتی را در دل «امت اسلام» ایجاد کرده که تنها گوشهای از آن را میتوان در حال و هوای این روزهای «مردم روزهدار» و حضور مستمر و انبوه ایشان در میادین و خیابانهای سراسر کشور مشاهده نمود. پس اگر «شهادت سید علی» اینچنین عالم را داغدار ساخته؛ قطعا نه تنها این روایت نقل شده در کتاب «منتهی الآمال» صحیح است که در «شهادت علی علیه السلام» در میان آسمان و زمین «جبرئیل امین» ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. که فرمود: «تهدمت و الله ارکان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء»! بلکه با تجربه امسال، میتوان ادعا نمود که تمام اقوال تاریخی در باب وزیدن باد سیاه و به لرزه در آمدن زمین و مواج شدن دریاها و متزلزل شدن آسمانها و بلند شدن بانک و خروش فرشتگان آسمانها و ... در هنگام ضربت خوردن «علی علیه السلام» نیز اموری بدیهی و کاملا منطقی میباشد.

۲/ «شهادت سید علی» و فقدان حضور نورانی او در «شب بیستویکم ماه رمضان» میتواند گوشهای از کیفیت فقدان «علی علیه السلام» را در ۱۴۰۷ سال پیش هویدا سازد. شما ببینید در یک جامعه، «رهبر یک انقلاب» چقدر عزیز است، چطور دلها به او متوجّه است، چطور نبض جامعه با حرکت او، با قدرت و امداد او میزند، چطور جسم جامعه با حضور او گرم و زنده است و اگر چنانچه این رهبر از مردم گرفته بشود، مردم چه احساسی دارند، چه حالتی دارند! ناگهان همهی رؤیاهای خود را باطلشده میدانند، همهی آرزوهای خود را مبدّلشدهی به سراب میبینند؛ در مثل امروز و فردایی، «مردم مسلمان» در داغ «شهادت علی علیه السلام» و در طول تاریخ چنین حالتی داشته و دارند.

۳/ «شهادت» اجر و مزد «جهاد» است. یعنی آن کس که در راهِ «احیای دین خدا» و زنده کردن ارزشهای معنوی و اخلاقی و اِماته و اضمحلال ضد ارزشها قیام و اقدام میکند، از سرپل «شهادت» میگذرد و همراه با خیل عظیم انبیا، شهدا، صدیقان و صالحان به روح و رضوان بار مییابد و با دیدن آن نعمتها و نیل به آن تنعّمات آرزو میکند که ای کاش بازماندگان من میدانستند که خداوند با من چه کرد وچه کرامت و مقامی در انتظار من بوده است. پس همانگونه که «قرآن کریم» در سوره مبارکه یس میفرماید «یا لیْت قوْمی یعلمون٭ بما غَفَرلی ربّی وجعلنی من المکرمین» لذا همانگونه که هیچگونه نگرانی و اضطرابی برای «علی علیه السلام» در امر «شهادت» نبود؛ قطعا میتوان ادعا نمود که برای شخص «سید علی» نیز به عنوان مرید و سرباز پروش یافته «مکتب امیرالمومنین علیه السلام» نیز هیچ گونه نگرانی و اضطرابی برای «شهادت» نبوده. زیرا کسی باید از «شهادت» بترسد که خیال کند که بعد از «شهادت» خبری نیست، همهاش همین است، این زندگانی حیوانی اینکه عقیدهاش این است که زندگی همین است و دیگر چیز دیگری نیست، خوب، باید این چند روزی که هستش حفظش کند، و بترسد از اینکه از این دنیا برود؛ اما «مسلمین» کسانی که اعتقاد به «قرآن» دارند و مشخصا کسانی که اعتقاد به «مکتب امامت» دارند و برای عالم دیگری موجودیت بالاتری قائل هستند و این زندگی اینجا را یک زندگی حیوانی میدانند، زندگی انسانی در یک عالم دیگری، بالاتر از اینجا را متصور هستند، این گروه از انسانها دیگر ترسی ندارند، خوفی ندارند. چون از منظر ایشان «شهادت» یک اتفاقی نیست که انسان بکلی از بین برود تا دیگر غیر از این خبری نباشد. «شهادت» از این عالم منتقل شدن به یک عالم بالاتر، نورانیتر؛ همه چیزش از اینجا بهتر!

۴/ بیش از ۸۰ سال مراقبت از نفس و سالها پیگیری و پیروی از الگوی زیست «امیرالمومنین علیه السلام» اگر چه به زبان امری ساده میباشد؛ اما کاری بس بزرگ است که «سید علی» موفق به آن شد و در نهایت توانست با دریافت فیض «شهادت» آن هم در «ماه رمضان» به پاداشی عظیم چنین تلاش و کوششی نایل گردد. البته در این میان اگر چه بررسی کیفیت «شهادت سید علی» توسط «اشقیالاشقیا سال ۱۴۰۴ هجریشمسی» و همانندی آن با کیفیت «شهادت علی علیه السلام» توسط «اشقیالاشقیا سال ۴۰ هجری قمری» مجالی مبسوط به خود را طلب میکند؛ اما لازم است تا جانب انصاف را نگه داشت و به این مهم توجه نمود که خوشبختانه فضای عمومی جامعه امروز و «ایران ۱۴۰۴ شمسی» از کمترین شباهتی با «کوفه ۴۰ قمری» برخوردار نیست و اساسا «ملت مسلمان ایران» در این مقطع زمانی به هیچ عنوان قابل قیاس با «کوفیان» و به طور کل وضعیت عموم مسلمانان در آن مقطع زمانی نمیباشند. وضعیتی که خود «علی علیه السلام» در بستر «شهادت» و خطاب به فرزند بزرگوار خویش، گوشهای از نارضایتی کامل خود از مردم را ابراز نموده و میفرمایند «ای فرزند گرامی یک شب پیش از آنکه این واقعه بشود جدّت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم، از آزارهای این امّت به او شکایت کردم و ...» و این در حالی است که «سید علی» چند روز پیش از شهادت و در روز ۲۳ بهمنماه با انتشار پیامی خطاب به عموم مردم ایران از ایشان ابراز رضایت نموده و به صراحت فرمودند «ملّت عزیز ایران! دیروز، روز بیستودوّم بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید. جمهوری اسلامی را مانند همیشه پشتیبانی کردید و به قدرت آن افزودید».

۵/ تاریخ گواه آن است که «بیمعرفتی عموم مسلمانان» در سال ۴۰ قمری آنچنان عمیق و گسترده بود که موجب شد تا بنابر وصیت «علی علیه السلام» حتی قبر مطهر ایشان نیز از دید عموم مردم پنهان گردید ... و در این میان قطعا نسبتیابی آن شرایط با وضعیت عموم مردم مسلمانان در سال ۱۴۰۴ هجریشسی و کیفیت مواجهه ایشان با «شهادت سید علی» موضوعی کاملا مردود میباشد و ...؛ پس اگرچه «دنیای پس از علی علیه السلام» با «دنیای پس از سید علی» قابل مقایسه نیست، اما این همه لزوم نگرانی و مراقبت نسبت به شرایط موجود را نه تنها منتفی نمیسازد، بلکه حتی دو چندان میکند! زیرا همانگونه که «علی علیه السلام» در بستر «شهادت» و خطاب به فرزندان خود فرمودند «به زودی که فتنهها از هر سو رو به شما آورد و منافقان این امّت کینه های دیرینه خود را از شما طلب نمایند و از شما انتقام بگیرند و ...»؛ مرور وقایع تاریخی نیم قرن اخیر و مشخصا «فتنه تیرماه ۱۳۷۸» و «فتنه خردادماه ۱۳۸۸» و «فتنه آبانماه ۱۳۹۸» و «فتنه شهریورماه ۱۴۰۱» و به طور ویژه «فتنه دیماه ۱۴۰۴» حکایت از آن دارد که قطعا تمرکز «شیاطین» بر «اغوای خواص» در «دنیای پس از سید علی» دوچندان خواهد بود و ...

۶/ پر واضح است که تمسک بر آستان «علی علیه السلام» و پیروی عموم جامعه از «مکتب امیرالمومنین علیه السلام» اصلیترین عامل در دستیابی تودههای مختلف اجتماعی مردم ایران به «بصیرت» است. عاملی تعیینکننده که حالا به وضوح منجر به ایجاد تمایزی گسترده میان «دنیای پس از علی علیه السلام» با «دنیای پس از سید علی» شده است. عاملی کلیدی که نمودی شفاف و واضح از آن را میتوان در «بیعت» روز دوشنبه ۱۸ اسفندماه ملت مسلمان ایران در اقصی نقاط کشور با «امام سید مجتبی خامنهای» ملاحظه نمود. پس اگر چه «ملت ایران» با بصیرت خود، توانایی شناخت تناقضنمایی سخن و رفتار خواص اغوا شده و دلسوزنمایان انقلاب را دارد؛ اما در «دنیای پس از علی علیه السلام» و در عصر زعامت و رهبری «امام سید مجتبی» ضرورت دارد تا بیش از هر زمان دیگری مراقب تمرکز «دشمن» بر «مزدورپروری» آن هم با استفاده از شگرد «حرامخوارسازی» باشیم و این همه «وظیفه تبیینی نهادهای فرهنگی» را دو چندان میسازد.

۷/ در پایان باید به این نکته توجه داشت که «بزرگان شیعه» در طول اعصار مختلف به ما آموختهاند که نمیخواهند «مصیبت شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام» را به قصد سوختن دل و ریختن اشک مطرح کنند و اساسا چنین اقدامی برای ایشان اولویت نداشته و چندان مطلوب نبوده است. بلکه اساسا از منظر «مکتب شیعه» بیش از هر چیز لازم است تا «شیعیان» بدانند که «علی علیه السلام» و پیروان او نظیر «سید علی» در طول تاریخ چگونه کشته میشوند و به دست چه کسانی کشته میشوند و ... و امروز زمانی است که ما این را بیشتر و بهتر از همیشه بدانیم و به درستی و کاملا مستند به نسلهای آینده انتقال دهیم. انشاء الله

ارسال نظر